خدا جانم؟ امام حسین؟ ببخشید ما کم داریم...از شب های قدر هیچی نفهمیدم... ببخشید نمیتونستیم بریم مسجد، قرآن سر بگیریم و زاری کنیم... به جاش تو خونه تا تونستیم بیدار موندیم.. قبوله؟نتونستیم توی مراسم هایی که مخصوص شما ائمه ان شرکت کنیم، ولی با شادیتون شاد بودیم و با غمتون، غمگین... قبوله؟نتونستیم بفهمیم شام غریبان ینی چی... نتونستم شمع دستم بگیرم با بقیه، دلمو توی شب بسپرم به یادتون با بقیه، اما به اندازه ی بقیه غصه تو دلم بود... قبوله؟نتونستیم ایام محرم بیایم بیرون دسته ببینیم... سینه بزنیم... ولی توی خونه، شب ها، به اندازه ی کافی با روضه ی تلوزیون گریه کردیم... قبوله؟نتونستیم بیایم کربلا خودتونو ببینیم... ولی دلمون واقعاً تنگه... قبوله؟امام حسین؟ به داد ما کج و کوله ها هم برس... قبوله؟
خدایی؟
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
غم مخصوصش را هم به من دادی...
و دلداری مخصوصش را...
و دلتنگی مخصوصش را...
چه کنم که دنیا را نمیتوانم تحمل کنم..؟
شب ها نجواهایم را بشنو و مثل مادری دلسوز درآغوشم بگیر...
که سخت محتاجم...
تکیه گاهم باش، دلم را نگه دار...
من با دلم چه چیزها که ندیده ام..!
خدایا، دلداری مخصوصت را نگه دار.
دلم مخصوصاً حالش خوش نبود و نیست..!
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیان